تبليغاتX
شنگول
شنگول

دل شکسته چیه شاد شادم


نمیدونم........

با سلام

اینو از سایت چشمک گرفتم

واقعا نویسنده ی خوبی داره و من از اینجا ازش تشکر می کنم

 

بدن عریانت را در اختیار کسی بگذار

 

که روح عریانش در اختیار توست ...

 

" چارلز چاپلین "

این شعرم تقدیم به بهترین و عزیزترین کسه زندگیم:

 

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

 

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

 

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

 

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

 

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

 

بچه ها ازتون یه خواهش دارم اونم اگه دوست دارین بکنین

میخواستم واسه ما دو تا دعا کنین چون یه اتفاقی افتاده که 

از هیچ طریق با هم رابطه نداریم و هیچ خبری از هم نمیتونیم داشته باشیم

معلوم نیست تا کی فقط شما دعا منین تا زود تر این موضو ع حل بشه

از همتون ممنونم

 

جمعه پنجم مهر 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

گلم ببخشید

مونا  این شعر که اقا محمد رضا ی گل بهم داده و گفته

 به وجودت بده منم میخوام تقدیم کنم به زندگیم که خیلی دوسش دارم (مونا) بیا:

 

مرا صد بار از خود براني

دوست دارم

به زندان خيانت هم كشاني

دوست دارم

چه سود از مهر ورزيدن

چه حاصل از وفا كردن

مرا لايق بداني يا نداني

دوست دارم

 

به تنها و قشنگ ترین عشق رو دنیا که ماله منه و خدا دادش به من میگم  عاشقتم مونا .........ناز نازیم

سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

خانوم جونم

مونا جونم دوست دارم خیلی زیاد گلم

تا حدی که جونمم برات فدا میکنم مونا من میخوام کدورتارو بزارم کنار تو چی؟

 خیییییییلی میخوامت

نمی دونم چرا؟


                           نفهمیدم کی ؟ کجا ؟                        

و چرا؟

خیلی وقت بود به خودم قول دادم عاشق نشم .

اما یکی اومد و با نگاهش منو عاشق کرد .

یکی اومد که حرفاش برام دلنشین بود.

 الان هم بهش وابسته شدم

ولی میترسم

از روز جدایی

میترسم تو رو از دست بدم

این ترس همیشه با منه

هر ثانیه  ....

 

مونای من

 

 تو آخرین عشق من هستی

    تا آخر کنار ت هستم

 

دوستت دارم بی انکه مرا دوست داشته باشی

دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است

دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد حتی اگر هیچ احساسی به من نداشته باشی

ولی میدانم دلت یک دنیا محبت است و احساست مثل اب زلال وشفاف

می نویسم و می گویم دوستت دارم تا باورم کنی

دوستت دارم با صداقت بی نهایت تا قیامت...

بچه ها خیلی ناراحتم دوست دارم گریه کنم حالا بگید چرا؟

 چون اهنگی که عشقم دوسش داشت و نتونستم پیدا کنم ولی پیداش میکنمو براش میزارم 

جمعه بیست و دوم شهریور 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

عشقم این جشن ماله توئه

                                         خوب سلام خوبید خوشید؟                  

                       امروز به خاطر مونا جونم میخوام اینجا یه جشن بگیرم          

                 حالا جشنمون هر جور بود به خوبی و خوشیه خودتون ببخشید...           

 

                بچه ها اگه بهتون کیک نرسید به بزرگیه خودتون ببخشید دیگه ژول نداشتم بیشتر بگیرم

                                                                                                         

خوب حالا بیاید تا بهتون کیک بدمو برین خونه هاتون بسه تونه دیگه...............................

خوب حالا رسید به مونای خودم که این مراسم برای اونه 

حالا مونا خانوم دهنشونه باز میکنن اهان بیا این کیک خوشمزه هم ماله تو عشقم

نوشه جانت                     قربونه تو برم من

 

4

مونا مونا مونا مونا جونم دوست دارم برای همیشه2

چهارشنبه بیستم شهریور 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

دلتنگی

 دلت که واسه کسی تنگ می‎شه، همین‎که دل دل می‎کنی از نبودنش، اونوقته که اینجوری می‎شه...!
همه‎ی آدما عین اون راه می‎رن! همه‎ی لباسا شکل لباساش می‎شه! همه عین اون می‎خندن! ... حتا زنگ موبایل همه عین زنگ موبایلش می‎شه.

خنده ی آدما همیشه از دلخوشی نیست

گاهی شکستن دلی کمتر از ادم کشی نیست

گاهی دل انقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره

یه حرف ساده هم گاهی چقدر غم میاره.

دختر عکس

شنبه شانزدهم شهریور 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

عنوانشو تو بذار...

خیلی وقتها معنی خیلی از کاراتو نمی فهمم

 

وقتایی که با هم هستیم خیلی معمولی می گذره

 

تو میگی سلام

 

من میگم خوبی؟

 

تو میگی چه خبر؟

 

من میگم سلامتی

 

نمیدونم درونت چی میگذره واقعا عاشقی یا داری سعی میکنی باشی...

 

بعضی وقتا سعی میکنم یه جورایی بهت بفهمونم که انقدر سرد نباش

 

ولی.......

انگار نه انگار!

 

نمیدونم شایدم متوجه میشی و...

 

ولی بازم میگم اشکال نداره شاید دوست نداره زیاد باهام باشه

 

خیلی احساس بدیه که فکر کنی یه جورایی مزاحم کسی هستی که دوسش داری..

.

واسه همین یه چند وقتی تنهات میزارم

 

میگم بذار تو حال و هوای خودش باشه

 

یه چند روز که گذشت میای سراغمو میگی کجایی پس تو؟؟

 

من هیچی نمیگم ...

 

بعد یه مدت میای از عشق و عاشقیو بی وفایی حرف میزنی

 

بیچاره دلم...!طاقت نمیاره

 

میگه برو پیشش اذیتش نکن

 

منم مثل همیشه باز به حرف دلم گوش میدم

 

با تموم احساسم میام پیشت

 

بازم مثل قبل

 

سلام

 

خوبی

 

کجا بودی

 

چه خبر ؟

 

دوباره سعی میکنم محبتم رو بهت نشون بدم

 

کلی حرفای عشقولانه میزنم برات

 

ولی نمیدونم چرا تو انقدر باز بی تفاوت میشی

 

خودمونیما ما آخرم نفهمیدیم بالاخره عاشقی یا فارغ...!

 

به خدا خسته میشم میگم میخوام باهات صحبت کنم ولی نه اینجوری

 

تو یه موقعیت مناسب

 

میگی همین الان بگو اگرم میخوای نگو!!!!

 

بعضی وقتا احساس میکنم از عاشق شدن و عاشق بودن میترسی

 

یا شایدم نگرانی که آخرش چی میشه.؟

 

نمیدونم

 

من که نفهمیدم تو دلت چی میگذره و واسه چی میخوای باهات باشم؟

 

ولی بذار بگم که میدونم تو هم یه احساسی هر چند کم داری

 

شاید فکر میکنی با منم باید مثل بقیه دوستات باشی ولی عزیز من ...هیچی بی خیالش

 

فقط اینو بگم که آدما با پای خودشون وارد دل افراد نمیشن این دست طرفه که

میکشونه

 

ولی کاری نکن که کسی با پای خودش از دلت بره...!

 

 

 

 

پنجشنبه دوم خرداد 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

عشقی

                                                       سنگ قبر

دیروز با یه دسته گل اومده بود به دیدنم ،با یه نگاه مهربون،همون نگاهی که سالها آرزوشا داشتم  و ازم دریغ میکرد  . گریه کرد،گفت دلش برام خیلی تنگ شده می خواستم اشکاشو از رو صورتش  پاک  کنم ولی نمیتونستم ،فقط نگاش کردم .....اون رفت ولی  سنگ قبره من خیسه خیسه

 

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند

 

           

 

                                                            

 

هنوز دوست دارم

 

هنوز نرفته بودم         قبل از خدا نگهدار

 

خواستم تو رُ ببینم          برای آخرین بار

 

نگاه تو عجیب بود         از من عبور نمیکرد

 

وقتی نگام میکردی          انگار میگفتی برگرد

 

من هرگز اون چشاتو         اینطور ندیده بودم

 

آخه تو رُ که هیچ وقت         دلخور ندیده بودم

 

میخوام منو ببخشی         آهای ستاره ی من

 

ببخش اگه شکستی         آهای ستاره ی من

 

ببخش اگه شکستی         با یه اشاره ی من

 

من هیچ جایی نمیرم         گریه نکن ستاره

 

باشه پیشت میمونم         دوست دارم دوباره

 

میخوام که با نگاهت          دوباره جون بگیرم

 

میخوام که با تو باشم         رنگ جنون بگیرم

 

نگاه مهربونت         همرنگِ آسمونه

 

غمی که تو چشاته         به خاطرم میمونه

 

منو ببخش ستاره          دوست دارم دوباره

 

                           نمی ذارم که هیچی         اشکت در بیاره     

 

 

يك خواهش : اصلا عوض نشو
يك ارزو : فراموشم نكن
يك دروغ : تو رو دوست ندارم
يك حقيقت : دلم برات تنگ شده

 

                                                                                                 

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

57

 

 

روز اول که دیدمش بد جوری بهم خیره شده بود. بعدا فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان ۵۷ رینگ اسپرت دو متر اون ور تر و نگاه میکرده! یه اه از ته دل کشید. بعدا فهمیدم که اه نبوده و اسم داره. بهش یواشکی لبخند زدم ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جالب بود. بعدا فهمیدم که خودداری نبوده بلکه تا حالا تو کف پیکان ۵۷ بوده و تازه متوجه من شده!! اروم اومدم جلوش دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد. بعدا فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست! اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود به تته پته افتاد. بعدا فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره! سرش رو از شرم انداخت پایین و گفت س س سلام. بعدا فهمیدم از شرم نبوده و میخواسته من دندون های زردش رو نبینم! بعد از یه سری اسم و فامیل بازی ازم پرسید اسم اخرین کتابی که خوندی چیه؟ گفتم ی ی  یادم نیست. گفت چه جالب نویسندش کیه؟! از این تیکه با مزش خندم گرفت. بعدا فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم اي كيو نداره. ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت اره مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومد. بعدا فهميدم كه اصلا هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه بوده! بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده كه بهت زنگ بزنم. من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو موبايلش. ولي هيچ وقت زنگ نزد! بعدا فهميدم كادوي تولد ۳۰ سالگيش يه موبايل اسباب بازي بوده كه همه جا با خودش ميبرده!!!

نكات مهم:۱ـ چقدر چيز ميشه بعدا فهميد!!!

۲ـ ادم منگل هم دل داره!!!

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

دخترک

دخترک با دقت تمام داشت بزرگترین قلب ممکن را با یک چوب روی ماسه ها ترسیم میکرد. شاید فکر میکرد که هر چه این قلب را بزرگتر درست کند یعنی اینکه بیشتر دوستش دارد!

بعد از اینکه قلب ماسه ای اش کامل شد سعی کرد با دستهایش گوشه هایش را صیقل دهد تا صاف صاف بشود شاید میخواست موقعی که دریا آن را با خودش می برد این قلب ماسه ای جایی گیر نکند!

از زاویه های مختلف به آن نگاه کرد شاید می خواست اینطوری آن را خوب خوب بشناسد و مطمئن بشود همان چیزی شده که دلش میخواست!

به قلب ماسه ای اش لبخندی زد و از روی شیطنت هم یک چشمک به قلب ماسه ای هدیه داد . دلش نیامد که یک تیر ماسه ای را به یک قلب ماسه ای شلیک کند!

برای همین هم خیلی آرام چوبی را که در دستش بود مثل یک پیکان گذاشت روی قلب ماسه ای.

حالا دیگر کامل شده بود و فقط نیاز به مواظبت داشت . نشست پیش قلب ماسه ای و با دستش آن را نوازش کرد و در سکوت به قلب ماسه ای قول داد که همیشه مواظبش باشد.

برای اینکه باد قلبش را ندزدد با دستهایش یک دیوار شنی دور قلبش درست کرد.دلش می خواست پیش قلب ماسه ای اش بماند ولی وقت رفتن بود  . نگاهی به قلب ماسه ای کرد و رفت.

چند قدمی دور نشده بود که دوباره برگشت و به قلب ماسه ای قول داد که زود برمی گردد و بقیه راه را دوید.فردا صبح دخترک در راه برای قلب ماسه ای گلی چید و رفت به دیدنش. وقتی به قلب ماسه ای رسید آرام همانجا نشست و گلها را پرپر کرد و بر روی قلب ماسه ای ریخت.

قلب ماسه ای با عبور چرخ یک ماشین شکسته شده بود.

 

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

میخوامت

 

 

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي

مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي

شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي

همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را

براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

جمعه شانزدهم فروردین 1387  توسط بهروز و مونا  |

 

 



سلام سلام صدتا سلام من و مونا تصمیم گرفتیم اپای قشنگ بکنیم البته اگه شما خوشتون بیاد و نظر یادتون نره تو وبلاگ هی مونا مینویسه هی من تا تاتاتاتا تا وقتی که دستمون خسته بشه بچه ها یه حرف از من همیشه تو اون مختون فرو کنید بگم باشه میگم چیز خیلی مهمیه اینم اینکه نظز یادتون نره میدونم حرف خیلی خوبی گفتم حالا خجالتم ندید دیگه خوب بسه دیگه امید وارم از وبلاگ من و موناجونم خوشتون بیاد
sina.wiler154@yahoo.com

 

جک و sms
داستان های کوتاه
اخبار

 

نمیدونم........
گلم ببخشید
خانوم جونم
عشقم این جشن ماله توئه
دلتنگی
عنوانشو تو بذار...
عشقی
57
دخترک
میخوامت

 

مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386

 

 

Softwear & Movie & Picture &...
بی تو میمیرم
دست نوشته های یک عاشق
کلبه ی یک عاشق(محسن)
وبلاگ پسرک غمگین(بهنام)
دنیای سگ
مهر ghazal
masih
آیسودا
دختر جهنمی
آنیتا دختر بندر
کلبه ما
دل نوشته ها(گلنوش)
( لــونه نــانــا مــوشي)
عاشقانه های مریم و علی
بهار پائیزی
I LOVE YOU
دوستی
عاشقانه ها
تفریح
پنجره
آقا کوچولو و خانوم گلی
گاهنامک
قالب وبلاگ

 

موبایل

 

RSS 2.0
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes


Javascripts


منبع کد اهنگ مینوس

Designed By ParsTheme